
هانای نازنینم بیست ماهه شد (آواز: تو خودت نمره بیستی!) مامان هانا مطالب مفصلی درباره این روزهای شیرین نوشته است که تایپ کردنش حوصله می خواهد به نظرم رسید عجالتاً "قاموس هانا" یا "فرهنگ واژگان کاربردی دختری از کهکشان دیگر"را جهت اطلاع آیندگان به ثبت برسانم.
بابا:واژهای که شونصد بار در روز به کار می رود برای ترید کردن مخ بابا
بابا جو: همان باباجان است که به لحاظ امتیاز بیشترگرفتن از بابا به کار می رود . ایضا در منابع دیگر
مامانی: لغت معروف و پر بسامد برای رفع نیازهای اساسی
مانه من: مال من،جمله ای مقتدرانه برای تصاحب آنچه که میل مبارک عسل خانومی بپسندد.گفته می شود کورش کبیر نیز وقتی نصف جهان را فتح کرد بالای کوه بلندی رفت و فریاد زد:"مانه من!". چنین است در اقوال گوناگون والله اعلم.
آبه:آب، یک عنصر حیاتی که روزانه پس از آنکه به بهانه تشنگی به دست آمد بر روی فرش و مبل ریخته می شود . به جهت روشنایی و شگون!
پا: هم به معنای معروف(پا) و هم به معنای "توپ"
ده دیده: نام خاله هانا ،محتمل است سپیده باشد یا سعیده یا تهمینه یا حمیده ... به هرحال در نسخ معتبر دیده نشد اما به شهادت کوچه و بازار روزی هزار بار به کار برده می شود حتی در خواب!
نی نی: نام عمومی کودکان از یکروزه تا ده ساله . اصولاً هانا خانوم اطفال زیر ده سال را در قیاس خودشان بچه به حساب می آورند.
بی بی: نام یک شبکه منحط و منحرف که توسط استکبار جهانی راه اندازی شده است ( (baby T.Vیحتمل ایشان این شبکه را در منازل همسایگان دیده ، پسندیده و متاسفانه دچار هجمه فرهنگی گشته و علاقه مند شده باشد. العیاذباالله!
ما:ماست.ماده ای حیاتی که روزانه ده ها قاشق آن به شکل متهورانه ای توسط هانا حیف و میل می شود! به گفته یک منبع آگاه ایشان پس از صرف ماست دست و صورت خودشان را نیز با آن می شویندلابد خواص پزشکی متعددی بر آن مترتب است.
بشین: فعل امر از نشستن ، تصاویر انتشار یافته از ماهواره نشان می دهد هانا عروسکان معصوم را که مثل بچه آدم نشسته اند بر زمین کوبیده و تشر می زند :"بشین"! یحتمل این رفتار غیر دموکراتیک از آموزه های غیر اخلاقی همساییه پایینی است!
پیشی: گربه، حیوان محبوب هانا
هاپه: هر حیوان پشموی بدترکیب، به طور اولی به "سگ" گفته می شود.
اپشی:همان "کفش" که برابر با اصول اشتقاق و ابدال حرف کاف به الف و حرف ف به پ تبدیل شده است لابد این اصول را از تاریخ زبان فارسی دکتر خانلری آموخته اند.
شی: شیر، درخواستی دلپذیر برای دریافت کلسیم و انرژی لازم به منظور ورجه ورجه کردن!
گول:گل
ددر:زدن به کوچه رفتن و به خیابان زدن در وقت و بی وقت. یک نوع درخواست ناجوانمردانه ! از بابا برای اینکه ایشان وقتی ساعت ده شب خسته از کار برگشته اند به شنیدن این کلمه ایشان را جهت تفرج و سیر آفاق و انفس به خیابان ببرد.
نانا:نازی، کلمه ای سرشار از عطوفت که جهت دلجویی و دلگرمی ضمن کشیدن دست تفقد بر روی صورت بابا و مامان به کار می رود.
هانا:واژه ای دلنشین که در پاسخ به سووال استراتژیک "دختر خانم اسمت چیه؟"بر لبان زیبای ایشان جاری می شود.
به به:به به، استعاره ای برای هر نوع خوردنی از جمله انواع کیک ، موز ، تنقلات و شام و ناهار عادی
ده:دست(به همین سادگی)
بده:بده، این واژه به صورت "به" هم شنیده شده است. فعل امر برای دریافت اجسامی به منظور پیچاندن، پاره کردن،ریختن،شکستن و خراب کردن!
آخ:آخ، کلمه ای از سر درد برای زخم های به وسعت یک اپسیلون!
نه نه نه:همراه با حرکت هشداردهنده انگشت به منظور بازداشتن اطرافیان از اعمال خلاف شئون اخلاقی!
بسه:بسم الله، این کلمه را به گزارش مامان هانا همین حالا ضمن نگارش این سطور آموختند و بنده از طریق تلیفون آن را استماع نمودم !
این هم تصویری دوست داشتنی از هانای نازنینم در بیست ماهگی:

اینم کتابیه که در نمایشگاه بین المللی برای هاناگلی گرفتم (پیدا کنید هانا را!):

این هم تصویری از آندیای چند روزه است. راستی کسی می تونه معنای دقیق اسم "آندیا "رو بگه؟
