اونقد حرف نزده رو دل آدم ميمونه كه آدم نميدونه از كجا شروع كنه. فعلا تيتراش رو بخونيد شرحش پيشكش!
1- هانا دو ماهه شد به عبارتي هشتاد و شش هزار و چهارصد ساعت پر از مهر و لبخند و شادي
2- اينروزا گرفتاري زياد باعث شرمندگي شده! از نيلوجان ،از سميه عزيز، ازهاناي ثاني، ازكسري، از ...از همه مهربوناي نازنيني كه اين روزا كمتر سر به وبلاگشون زديم معذرت ...معذرت
3- هانا و بابا به هم رسيدند . به عبارتي طي شد نامه هجر ، لطفا شما هم با ما همكلام بشيد و بخونيد : اي خدا اين وصل را هجران مكن!
4- در پايان دو ماهگي، ماشاءالله ماشا،الله دخمل گلم 5:30 وزنشه ، قد رعناش هم شده 58 سانتيمتر تمام!
5- داره از "هومانا" بدم مياد! چرا عسلم شير خودش رو نمي خوره؟
6- هانا بابارو بيچاره كرده! خانومي روزا كامل خوابه در عوض شب كه بابايي مياد تازه شروع ميكنه به بهانه گيري و گريه .تاكي؟ تا هفت صبح! خداكنه بابا دوام بياره!
7- مامان بزرگ رضا نمي داد هانايي رو از شهرستان بيارم براي همين سنجاب كوچولومون را قاچاقي آوردم . باور نمي كنيد؟ اينم سند:
سنجاب قاچاقي همراه با آذوقه بين راه
8- قرار يك شنبه هاي ما سرجاشه! اينم اضافه كاريه!
9- راستي بابايي كه سراغ هانا اومد يه سور حسابي به فاميل داد! همه خانواده دعوت شدند و باباي هانا دو تا گوسفند خريد.عموجان زحمت ذبح رو كشيد. معركه بود.جاي شما خالي!
10- هانايي بعد از دو ماه بالاخره تو اتاق خودش خوابيد!هانايي يه عروسك داره كه اسمشو گذاشتيم " پوري پورا ميكي كاميلي چيكا توكا يوگي سي پي تي"! آخ اگه بدونين اين مدت كه هانا نبوده اين عروسك چقدر بي تابي كرده! باورم نمي شد عروسكا هم "حس" داشته باشن!