سلام به همه دوستان مهربونمون
ممنون از همه اونایی که این مدت زنگ می زدن...سر میزدن...میل می زدن ...نظرخصوصی می فرستادن...می دانم تنبلی کردیم و حسابی دوستای گلمون رو نگران کردیم.
باورکنین نوشتن حس می خواد...این روزها برای آقای پدر به قول شاملو "غم نان" و نوشتن مطلب و خبر و گرفتاری چاپ و مسایل مدرسه موسیقی و ...فرصتی برای حضور در وب نذاشت و برای خانم مادر هم فشردگی امتحانا و ترجمه های پشت سرهم و پاورپوینت درست کردن و پوروپوزال نوشتن و...مجالی باقی نذاشت.ولی هانای نازنینمون خدا رو شکر روز بروز با نمک تر و شیرین تر و شیطون تر ! می شه.
ایشالا یه خورده سرمون خلوت شه حسابی جبران می کنیم.
برای خالی نبودن عریضه کلماتی رو که هانایی بلده می نویسیم:
بابا
ماما (مامان)
حسه (همان حسن حلقه سبز!)
به به (برای نشان دان خوشمزگی شیر میهن!)
بده ( برای دست یابی به همه چیزهای که نباید دست بزنه)
اینه ( وقتی سگ و گربه کتاباشو نشون می ده!)
اعع! (یک نوع درخواست محترمانه برای اینکه چیزی رو برای منهدم کردن تحویل ایشون بدیم)
په ه ه ( برای بازی اساطیری کلاغ پر!)
و چند واژه اجق وجق دیگه!