هانا(امروزصبح): مامان من نمیام مد(مهد)کودک! من:چرا مامانی؟ هانا: ایخام(می خوام) برم انشگاه(دانشگاه) دس(درس) بخونم! من:!!!!!(شما باشید چکار می کنین!)
2
نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 20:6  توسط هانا کوچولو
|
اولین واژه انگلیسی هانا
امروز داخل سرویس هانا با حرارت از مهد می گفت. لا به لای حرف هاش چند بار واژه
"بال" را شنیدم و وقتی در کنارش واژه " توپ" را هم به کار برد
ناگهان شوکه شدم. با ناباوری پرسیدم : مامانی "بال" یعنی چی؟ هانا خیلی
معمولی گفت یعنی "توپ"! و به همین سادگی اولین واژه زبان انگلیسی را به
کار برد.نمی دونم دخترم واژه ball را از کی یاد گرفته!
2
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 19:8  توسط هانا کوچولو
|
نام: هانا شهرت: عسل، سنجاب ،قند فریمان، نازار، بالابرز، نی نی ناز تاريخ تولد:21 مهر 85 ، تهران سلام: فعلا به دلایلی ! خودم نمی تونم بنویسم. فلذا! بابا و مامان داوطلبانه یادداشت های لوزانه و مهم منو تنظیم می کنن! . . . مرسی از التفات