امروز هانا دفترچه بانکی را برداشت و برای یک لحظه
ناپدید شد . و بعد هرچه سراغ دفترچه گشتیم نبود هرچه هم از هانا خواهش و تمنا
کردیم نمی گفت کجا گذاشته! چند دقیقه بعد هم مقداری اسکناس برداشت و به همان شکل
ناپدید شد. هر چه قدر به هانا التماس کردیم که کجا گذاشتی باز می گفت : نمی دونم!
دست آخر کار به تهدید کشید: هانا اگه نگی پول و دفترچه کجاست ما هم کتاباتو پاره
می کنیم!!!
هانا: نه!!! پییداش می کنم!
(یک ساعت بعد)
هانا که گویا طفلکی خودش هم یادش رفته بود محموله رو کجا قایم کرده گفت: مامان
پولا نیستش کتابامو پاره کن!